داوود صمدى آملى
84
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
وجود است يا موجود ؟ و اين بحث عميقى نيست و ما بدان نيازى نداريم . علاوه اينكه فلسفه حقيقى در موضوعش با عرفان يكى است كه وجود مساوق با حق است فافهم . فرمايش جناب آخوند قدّس سرّه جناب آخوند ملاصدرا در اسفار ، فرمايش بسيار سنگين و شريفى دارند ، ايشان مىفرمايند : الموجود قد يطلق على نفس الوجود و قد يطلق على الماهية الموجودة ، و الموجود بالحقيقة هو القسم الاول و هو المتعيّن المتميّز في الواقع دون الماهية ، لانها في ذاتها امر مبهم و غير متعيّنة الذات ، فاذا يطلق عليها لفظ الموجود فانها هو به قصد الثاني من جهة ارتباطها بالوجود . « 1 » يعنى اينكه موجود گاهى بر خود وجود اطلاق مىشود و گاهى بر ماهيتى كه موجود است اطلاق مىشود و موجود در حقيقت همان وجود است و آن وجود است كه متعيّن و متميّز در واقع است نه ماهيت ، زيرا ماهيت فى ذاته امرى مبهم و غير متعين الذات است ، پس هرگاه بر ماهيت هم لفظ موجود اطلاق مىشود بدين اعتبار است كه ماهيت مرتبط با وجود است . با اين بيان جناب آخوند روشن مىشود كه موجود به معناى وجود ، موضوع فلسفه است نه موجود به معناى ماهيت ، زيرا در اين صورت موضوع فلسفه ماهيت شده و ديگر نمىتوان اصالت را به عنوان يكى از احكام وجود اثبات كرد و بايد قائل به اصالت ماهيت شد . و لذا جناب آخوند قدّس سرّه در همان ابتداى مرحلهء اولى سفر اول اسفار مىفرمايند : فموضوع العلم الالهي هو الموجود المطلق .
--> ( 1 ) . اسفار ( دورهء نه جلدى ) ، ج 6 ، ص 163 .